شب،از سرکار برمیگردی خونه.
شام میخوری و سفره رو جمع میکنی.وسایل آشپزخونه رو مرتب میکنی.
بعدش میای تو اتاق و لم میدی روی تخت.به اتفاقات روزمره فکر میکنی..
گوشی رو میگیری دستت.میبینی هزارو خورده ای پیغام داری تو تلگرام.میبینی پیغام از شخصِ خاص و غیر خاصی نیست.
کارِ واجب و غیر واجبی باهات نداشتن و ندارن.هیچکدوم رو نمیخونی.
از برنامه خارج میشی.
اینستاگرام رو باز میکنی،استوری ها رو تماشا میکنی اما حوصله ت نمیکشه تا پست ها رو ببینی و لایک بزنی.
پست جدید؟!حافظه گوشیت لبریز از عکس و فیلمه اما دست و دلت به پست گذاشتن نمیره.
میای بیان.میبینی که هیچ ستاره ای روشن نشده و هیچ کامنت جدیدی برای تایید نیست.
دلت میخواد چند خطی بنویسی و بعد وایفای رو خاموش کنی.جفت گوشی هاتو پرت کنی ته کشو.در کشو رو ببندی و در حالیکه هنوز ساعت یازده و ربع نشده،زیر پتو قایم بشی و بخوابی.
این درجه والایی از عرفانه که جدیدا بهش نائل اومدم !
البته پس از چند شب متوالی بیخوابی ..
برچسب:
نویسنده: رها سامانی