یکی از انواع فضولی که میتونه رو اعصاب من رژه بره به این صورته که ؛ کسی که به هیچ عنوان نمیشناسمش به هوای خرید بیاد جلو؛ سر صحبت رو به بهانه های مختلف باز کنه؛ بخواد ازم آمار بیرون بکشه؛ اما من مقاومت کنم و چیزی بروز ندم.
اینجا فرد یا افراد محترم( اعم از خانوم و اقا.جوون و پیر.مذکر و مونث!) چیزهایی بروز میدن که من متوجه میشم برخلاف من کاملا منو میشناسن!
درجا از این همه اطلاعات هنگ میکنم؛یه حدسایی میزنم و کانال عوض میکنم.
درجه ی روم رو زیاد میکنم و شروع میکنم به سوال پرسیدن که شما کی هستید؟! ساکن کجا هستید و کارتون چیه؟!
که بیشتر اوقات یه اطلاعات سربسته ای دستگیرم میشه. اما همچنان ازینکه منو کاملا میشناسن و من نمیشناسمشون کفری ام.
فکر کن یه نفر بیاد جلوت وایساده که میشناستت ولی تو اصصصن نمیشناسیش!
کارد بزنی خون آدم درنمیاد
ادامه مطلب
برچسب:
نویسنده: رها سامانی