سر به زیرى تا کجا واقعا - تاریخ: 1402/6/5 ساعت: 15:39
امروز على و مامان اومدن دنبالم که باهم بریم هایپرمى برای خونه خرید کنیم.بعد چون ماشین بنزین نداشت قرار شد من و مامان بریم سریع خرید کنیم تا علی از پمپ بنزین برمیگرده بیایم بیرون.ماهم با سرعت تمام مشغول خرید و جابجایی وسایل داخل چرخ دستی بودیم تا یه وقت علی معطل ما نشه.مشغول چک کردن تاریخ یه وسیله ای...
سر به زیرى تا کجا واقعا - تاریخ: 1402/5/25 ساعت: 16:33
امروز على و مامان اومدن دنبالم که باهم بریم هایپرمى برای خونه خرید کنیم.بعد چون ماشین بنزین نداشت قرار شد من و مامان بریم سریع خرید کنیم تا علی از پمپ بنزین برمیگرده بیایم بیرون.ماهم با سرعت تمام مشغول خرید و جابجایی وسایل داخل چرخ دستی بودیم تا یه وقت علی معطل ما نشه.مشغول چک کردن تاریخ یه وسیله ای...
سر به زیرى تا کجا واقعا - تاریخ: 1402/5/20 ساعت: 15:23
امروز على و مامان اومدن دنبالم که باهم بریم هایپرمى برای خونه خرید کنیم.بعد چون ماشین بنزین نداشت قرار شد من و مامان بریم سریع خرید کنیم تا علی از پمپ بنزین برمیگرده بیایم بیرون.ماهم با سرعت تمام مشغول خرید و جابجایی وسایل داخل چرخ دستی بودیم تا یه وقت علی معطل ما نشه.مشغول چک کردن تاریخ یه وسیله ای...
سر به زیرى تا کجا واقعا - تاریخ: 1402/5/14 ساعت: 17:23
امروز على و مامان اومدن دنبالم که باهم بریم هایپرمى برای خونه خرید کنیم.بعد چون ماشین بنزین نداشت قرار شد من و مامان بریم سریع خرید کنیم تا علی از پمپ بنزین برمیگرده بیایم بیرون.ماهم با سرعت تمام مشغول خرید و جابجایی وسایل داخل چرخ دستی بودیم تا یه وقت علی معطل ما نشه.مشغول چک کردن تاریخ یه وسیله ای...
سر به زیرى تا کجا واقعا - تاریخ: 1402/5/11 ساعت: 19:52
امروز على و مامان اومدن دنبالم که باهم بریم هایپرمى برای خونه خرید کنیم.بعد چون ماشین بنزین نداشت قرار شد من و مامان بریم سریع خرید کنیم تا علی از پمپ بنزین برمیگرده بیایم بیرون.ماهم با سرعت تمام مشغول خرید و جابجایی وسایل داخل چرخ دستی بودیم تا یه وقت علی معطل ما نشه.مشغول چک کردن تاریخ یه وسیله ای...
سر به زیرى تا کجا واقعا - تاریخ: 1402/4/30 ساعت: 19:27
امروز على و مامان اومدن دنبالم که باهم بریم هایپرمى برای خونه خرید کنیم.بعد چون ماشین بنزین نداشت قرار شد من و مامان بریم سریع خرید کنیم تا علی از پمپ بنزین برمیگرده بیایم بیرون.ماهم با سرعت تمام مشغول خرید و جابجایی وسایل داخل چرخ دستی بودیم تا یه وقت علی معطل ما نشه.مشغول چک کردن تاریخ یه وسیله ای...
سر به زیرى تا کجا واقعا - تاریخ: 1402/4/7 ساعت: 15:18
امروز على و مامان اومدن دنبالم که باهم بریم هایپرمى برای خونه خرید کنیم.بعد چون ماشین بنزین نداشت قرار شد من و مامان بریم سریع خرید کنیم تا علی از پمپ بنزین برمیگرده بیایم بیرون.ماهم با سرعت تمام مشغول خرید و جابجایی وسایل داخل چرخ دستی بودیم تا یه وقت علی معطل ما نشه.مشغول چک کردن تاریخ یه وسیله ای...
سر به زیرى تا کجا واقعا - تاریخ: 1402/3/4 ساعت: 2:14
امروز على و مامان اومدن دنبالم که باهم بریم هایپرمى برای خونه خرید کنیم.بعد چون ماشین بنزین نداشت قرار شد من و مامان بریم سریع خرید کنیم تا علی از پمپ بنزین برمیگرده بیایم بیرون.ماهم با سرعت تمام مشغول خرید و جابجایی وسایل داخل چرخ دستی بودیم تا یه وقت علی معطل ما نشه.مشغول چک کردن تاریخ یه وسیله ای...
سر به زیرى تا کجا واقعا - تاریخ: 1401/12/9 ساعت: 12:46
امروز على و مامان اومدن دنبالم که باهم بریم هایپرمى برای خونه خرید کنیم.بعد چون ماشین بنزین نداشت قرار شد من و مامان بریم سریع خرید کنیم تا علی از پمپ بنزین برمیگرده بیایم بیرون.ماهم با سرعت تمام مشغول خرید و جابجایی وسایل داخل چرخ دستی بودیم تا یه وقت علی معطل ما نشه.مشغول چک کردن تاریخ یه وسیله ای...
سر به زیرى تا کجا واقعا - تاریخ: 1401/11/20 ساعت: 23:27
امروز على و مامان اومدن دنبالم که باهم بریم هایپرمى برای خونه خرید کنیم.بعد چون ماشین بنزین نداشت قرار شد من و مامان بریم سریع خرید کنیم تا علی از پمپ بنزین برمیگرده بیایم بیرون.ماهم با سرعت تمام مشغول خرید و جابجایی وسایل داخل چرخ دستی بودیم تا یه وقت علی معطل ما نشه.مشغول چک کردن تاریخ یه وسیله ای...
سر به زیرى تا کجا واقعا - تاریخ: 1401/11/8 ساعت: 17:22
امروز على و مامان اومدن دنبالم که باهم بریم هایپرمى برای خونه خرید کنیم.بعد چون ماشین بنزین نداشت قرار شد من و مامان بریم سریع خرید کنیم تا علی از پمپ بنزین برمیگرده بیایم بیرون.ماهم با سرعت تمام مشغول خرید و جابجایی وسایل داخل چرخ دستی بودیم تا یه وقت علی معطل ما نشه.مشغول چک کردن تاریخ یه وسیله ای...
نشونه پشتِ نشونى - تاریخ: 1401/4/12 ساعت: 18:16
نشونه ها روز به روز بیشتر میشن ... با دیدنشون قلبم میگیره،بغض دارم.یه کلیپ سه چهار دقیقه ای ،میتونه تا مدتى فکرتو مشغول کنه...سعى میکنم درس بگیرم و ازش بگذرم.دلم میخواست به بعضیا نشونش بدم.. اما بعضیا چه اهمیتى براى من دارن؟ کجاى زندگى من جا دارن؟ هیچ جایی ندارن.نیازى به ثابت کردن خودم به ادمهای بى ...
سر به زیرى تا کجا واقعا - تاریخ: 1401/4/12 ساعت: 18:16
امروز على و مامان اومدن دنبالم که باهم بریم هایپرمى برای خونه خرید کنیم.بعد چون ماشین بنزین نداشت قرار شد من و مامان بریم سریع خرید کنیم تا علی از پمپ بنزین برمیگرده بیایم بیرون.ماهم با سرعت تمام مشغول خرید و جابجایی وسایل داخل چرخ دستی بودیم تا یه وقت علی معطل ما نشه.مشغول چک کردن تاریخ یه وسیله ای...
تخم دو زرده - تاریخ: 1401/4/12 ساعت: 18:16
امروز صبح دلم خواست صبونه املت با نون بربری داغ بخورم.املت مدل قهوه خونه ای تو تابه رویی با رب گوجه.دلتون نخواد رب گوجه مون هم طبیعیه :دى خلاصه تخم مرغ رو شکوندم و دیدم عه دو تا زرده داره :)) تا حالا با چنین صحنه ای رو به رو نشده بودم! خیلی واسم جالب بود :)) بعدش اماده شدم و برای بار شونزدهم رفتیم د...
مثلا رسیدنِ تو .. - تاریخ: 1399/4/15 ساعت: 2:28
xa0 مثل بـــارانِ بهـــارىxa0که نمیگوید کى بی خبــرxa0در بزن وxa0 ســــرزده از راه بِــــرِســــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ـ ـ ـ ـ xa0 xa0
سفر به .. - تاریخ: 1399/4/15 ساعت: 2:28
xa0 حس خوندن پست های قدیمى ؛ مثل رفتن به انبارى و وارسىِxa0وسائل قدیمی تو انباریه. بعد از دقایقیxa0باورت نمیشه اینxa0همه زمان گذشته ... توىxa0خلسه ی عجیبی میری و دلت میخوادxa0فورا ازون فضا فرار کنی.مثل سفر توی زم
خروج از قرنطینه - تاریخ: 1399/4/15 ساعت: 2:28
از دیروزxa0منxa0برگشتم سرکار.الکی الکی قرنطینه شکسته شد. پاساژ باز شده.کل دیروز مشغول جابجایی اجناس بودم..مشغول چیدن جنس های تابستونه و جابجاییش با کارهایی که برای عید اورده بودیم.موقع کار کردن یه حال غری
سواستفاده از کرونا - تاریخ: 1399/4/15 ساعت: 2:28
نمیدونم چرا با وجود اینکه خیلی وقت دارم ولی فرصت نمیکنم به کارهام برسم و کنارشم به وبلاگم سر بزنم و چند خطی هم اینجا بنویسم.درسته که برگشتم سرکار،تمام وقت هم برگشتم؛ ولی باز هم وقت زیادی دارم که بتونم
شبزده - تاریخ: 1399/4/15 ساعت: 2:28
کدوم خزونِ خوش آواز تو رو صدا کرد ای عاشـــق که پــرxa0کشیدی بی پـــــروا به جستجوى شقایق .. xa0 کنارِ ما باش که محزون در انتظار بهاریم کنار ما باش که با همxa0 خورشید وxa0بیرون بیاریم .. xa0 xa0 xa0 xa0
کابوس - تاریخ: 1399/1/19 ساعت: 10:36
کاش فردا که از خواب بیدار بشم یه نفس راحت بکشم و با خودم بگم: "عجب کابوسی بود"xa0 خوبه که فیلم ، اونم از نوع تخیلی نمیبینم،اون چرت و پرت ها چی بود اخه؟ ویروس،قرنطینه،تعطیلی بازار،پر شدن بیمارستان ها،مرگ